وقتی به قرص ماه نگاه کنی تصویر صورت یه نفرو روش می بینی. می خواستم بپرسم کسی می دونه اونی که روی ماهه کیه که هر 28 روزیه بارسرشو به طرف ما بر می گردونه؟
مناظره منقل و کباب پز اوت 14, 2007
دیشب همسایمون اومد ازمون منقل قرض گرفت تا کباب درست کنه(کباب چنجه)! مامانم هی میگفت ذغالا رو هم ببرید ما دیگه استفاده نمی کنیم. کلی لجم گرفت ! از وقتی این کباب پز لعنتی بی آبرو پاشو تو این خونه گذاشته دیگه منقل بیچاره و دود زده یه گوشه افتاده کسی ازش استفاده نمی کنه وقتی هم که من اعتراض می کنم به این وضع مامانم میگه اگه خیلی دوست داری پاشو برو آتیش درست کن 4 ساعت یه لنگه پا وایسا کبابا رو باد بزن تا دیگه هوس منقل نکنی! این حرفش مدتی دهنمو می بنده اما نظرمو راجع به منقل و کباب پز عوض نمی کنه. این منقلی که هی بهش بد و بیراه می گن به همراه پدرانش و اجدادش از وقتی که من بچه بودم ناهارای ظهر جمعه رو برامون درست کرده ! کبابای دود زده ای که بوی آتیش تازه و ذغال می دن با برنجایی که یه عالمه کره بهشون می زنی و گوجه های کباب شده و کمی سماغ و پیاز و دوغ محلی ترش که وقتی می خوریش از فرط ترشی صورتت جمع می شه… این داستان کباب پز و منقل چیز بی ارزشیه اما موضوع فقط ناهار جمعه و کباب و اینا نیست موضوع اینه که ما داریم گذشته رو فراموش می کنیم. خیلی سریع! تاریخمون فراموش می شه! تاریخ که فقط یه مشت جنگ احمقانه و فتح مزخرف نیست. اینا همه تکرار می شه اما چیزی که تکرار نمی شه طرز زندگی کردن آدماس! شاید 10 سال دیگه هیچ منقل و کبابی وجود نداشته باشه ولی ما واسه بچه هامون تعریف می کنیم که یه زمانی غذایی بود به اسم کباب و ….
اوت 5, 2007
هی می گن همه جای ایران سرای من است، ایران آباد، وطن من ایران و …. . بابا دست بردارین من نه آبادانی دیدم نه حس وطن پرستی دارم. در ضمن اون اولی رو باید به همه جای دنیا سرای من است تغییر داد دیگه با پدیده جهانی شدن وطن مفهومی نداره.اون زمانا گذشتهباید وطن رو جور دیگه ای تعریف کرد!!!
نخست اوت 4, 2007
اصولا اولین پست مربوط به چاق سلامتی و از این داستاناست. خب دلیل به وجود اومدن این وبلاگ اینه که من نوشته های هیچ کس حتی نویسنده هایی که هم سن و سالام خودشونو واسشون تیکه پاره می کنن رو هم قبول ندارم.در واقع کتابای خاص و کمین که من از خوندنشون خوشم اومده و می گم یارو واقعا یه چیزی بارش بوده که نشسته نوشته!بگذریم، می شه گفت من اینجا قصد ندارم بحث فلسفی راه بندازم یا صرفا اعتراض کنم یا غر بزنم یا فقط خزعبلات سز هم کنم اینجا فقط با توجه به حال و روزم می نویسم. شاید فقط برای تخلیه روانی .به قول یه نفر وبلاگ جاییه که یه احمق چرت و پرت(به فتح چ و پ) می نویسه و یه مشت احمق تر هم می خوننش! البته به کسی بر نخوره.