من شبا رو دوست دارم. شبا همه چیز جدی تر، بزرگ تر و عمیق تره. مشکلات بزرگ ترن و همه چیز ترسناک تره.
بعد صبح که پا میشی می بینی تمام چیزایی که دیشب انقدر بزرگ و وحشتناک بودن،به نظر امقانه و پیش پا افتاده میان.
اما یه وقتی میشه که صبح با بغض پا میشی و می بینی تمام چیزایی که دیشب آزارت می دادن هنوزم رنج آورن. اونوقته که می فهمی شاید گاهی اوقات مشکلاتی وجود دارن که واقعا مشکلن. مسائلی که واقعا بزرگن. چه شب چه روز